خرید بک لینک

درباره سایت

3.❤

امکانات وب

عزیز دل مادر

دیشب از نبودت اشک ها ریختم،

خدا را صدا زدم،

که بیایی و بشوی همه زندگی من و پدرت.

تو از خدا بخواه جان مادر.

نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم آبان ۱۳۹۶ساعت 11:38 توسط مــادرت ♥.♥.♥| |

برچسب: نویسنده: طاها زارعی تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 14:51

بالاخره امروز کپسولام تموم شد.

آخرین کپسول رو ساعت ۷ غروب خوردم.

ازش عکس هم گرفتم :)

امیدوارم اثرش رو گذاشته باشه.

ان شاء الله.

نوشته شده در شنبه بیست و هفتم آبان ۱۳۹۶ساعت 0:28 توسط مــادرت ♥.♥.♥| |

برچسب: نویسنده: طاها زارعی تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 14:51


♥ مـــــادرانه های من برای تـو ♥

... بودنت را به نظاره نشسته ام گل گندمم

جانِ مـــادر،

زودتر بیا.

نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم آذر ۱۳۹۶ساعت 6:10 توسط مــادرت ♥.♥.♥| |


برچسب: نویسنده: طاها زارعی تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 14:51

این روزها بیشتر از هر وقت دیگه ای دلم گرفته. جان مــادر، در مورد من با خدا حرف زدی؟ ازش خواستی که بیای و بشی همه جونموم، چراغ خونمون؟ خدا جوابت رو داد؟ نگفت تا کی باید من صبر کنم و منتظرت بمونم؟ این بار هم بهش بگو، ازش خواهش کن، بگو مادرم دیگه توانی

برچسب: نویسنده: طاها زارعی تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 14:51

صفحه بندی